تبليغاتX
گفتگوهای عاشقانه
گفتگوهای عاشقانه مریم و محمود
سلام. فکر کردین من این مدت چیزی نمی نوشتم بیکار بودم ؟ من همش داشتم بزرگ می شدم . اصلا وقت سر زدن به وبلاگم رو نداشتم . آخه مگه بزرگ شدن ساده اس؟شما که بزرگ نشدین نمیدونین چقدر سخته. اولا که ۵ تا دندون دارم هر کدوم با چه دردسرس در اومدن . بعدشم من بعد یه عمر تونستم سر پا بایستم !! من یه جاهایی رو کشف کردم ( اینو داداشم می گه )که تا حالا کسی ازشون خبر نداشت.مثلا یه جایی رو پیدا کردم پر از قاشق و چنگال.ولی مامان بعد از اینکه من اونجا رو پیدا کردم همه ی قاشق چنگالا رو برداشت واسه خودش. حتی نذاشت من یه روز باهاشون بازی کنم.مگه اون قاشق چنگالا که من پیدا کردم مال خودم نیستن؟؟؟؟؟
+ نوشته شده در  شنبه بیست و دوم دی 1386ساعت 8:1  توسط مریم | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
من مریم کوچولو هستم.متولد اسفند 1385.هر چی درگوشی به محمود بگم!! می نو یسه تو این وبلاگ.

نوشته های پیشین
بهمن 1387
دی 1387
خرداد 1387
اسفند 1386
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب
دیجیتال کیوان